نمیدونم باید به حال خودم گریه کنم یا بخندم شاید حال منم مصداق همین حرف که میگن حالم از گریه گذشتست بدان میخندم شده قامتم در اوج نیاز به ایستادن باید سرینیست بشه.وای که دارم له میشم و باید سر پا بمونم اما آخه چه پایی و چه مقاومتی
آخر این همه مقاومت و خستگی کی منتظرت نشسته که بگه خسته نباشید اصلا کی هست که خستگیتو درک کنه و اکه فهمید که خسته هستی واسه خسته بودنت بهت نخنده؟
ای خدا با تو هستم باید چی بگم که صدای منم بشنوی باید بگم شما یا که جناب حضرت خدا
خدا تو که گفتی منو بخونیدشما رو اجابت میکنم .میشه بگی کدوم اجابت؟میشه فقط بگی که صدای منو کی قراره بشنوی خدا؟
آره خدا نا امیدم.همون که تو گفتی گناه بزرگیه.همون که تو گفتی کفره.آره منو بکش .ببر به جهنم.آویزونم کن .اما بدون از تو هم آبی واسه من گرم نمیشه تو هم مثل همه.همم مثل تو.خوب بنده ها و خوب خدایی هستید ........
از تو گله پیش کی بکنم؟
